محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
143
تاريخ الطبرى ( فارسي )
يافثند . زن حام پسر نوح ، يحلب دختر مارب پسر درمسيل پسر محويل پسر خنوخ پسر قين پسر آدم عليه السلام بود و سه پسر آورد : كوش پسر حام و قوط پسر حام و كنعان پسر حام . كوش پسر حام ، قرنبيل دختر بتاويل پسر ترس را به زنى گرفت و چنان كه پنداشتهاند ، قبطيان مصر از اعقاب ويند . و كنعان پسر حام ، ارسل دختر بتاويل پسر ترس پسر يافث پسر نوح را به زنى گرفت و سياهان و فزان و زنگان و زغاوه و همه اقوام سياه از اعقاب ويند . ابن اسحاق گويد : « به پندار اهل تورات اين از نفرين نوح عليه السلام بود كه به پسر خود حام كرد و چنان بود كه نوح بخفت و عورتش نمايان شد و حام بديد و نپوشيد و سام و يافث ديدند و جامه اى بر آن انداختند و عورت پدر بپوشانيدند و چون از خواب برخاست و رفتار حام و سام و يافث را بدانست گفت : « كنعان پسر حام ملعون با دو فرزندانش بندگان برادرانش باشند » ، آنگاه گفت : « خدا ، پروردگار سام را بركت دهد و حام بندهء دو برادر خويش باشد و يافث را خدا پاداش دهد و به مقر سام در آيد و حام بندهء آنها باشد . » گويد : و زن سام بن نوح ، صليب دختر بتاويل پسر محويل پسر خنوخ پسر قين پسر آدم بود و چند پسر آورد : از فخشد بن سام و اشوذ سام و لاوذ بن سام و عويلم بن سام . گويد : و سام را پسرى بنام ارم بود و ندانم كه از مادر ارفخشد و برادران وى بود يا نبود . از ابن عباس آوردهاند كه چون سوق الثمانين ما بين فرات و صرات براى فرزندان نوح تنگ شد برفتند و بابل را بنياد كردند كه دوازده فرسخ در دوازده فرسخ بود و بسيار شدند و صد هزار بودند و همگى پيرو اسلام بودند . ابن اسحاق گويد : لاوذ بن سام بن نوح ، سبكه دختر يافث پسر نوح را به زنى گرفت و مردم فارس و گرگان و اقوام فارس از اعقاب ويند و طسم و عمليق نيز